بالاخره یک روز خیلی چیزها به شکلی می شود که تو دوست داری. کافیست کمی بیشتر تلاش کنی.
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
همیشه از بی برنامگی فراری بوده ام. هر از چندگاهی دچار سردرگمی می شوم. یعنی خودم را هم فراموش می کنم. اصلا نمی دانم در زندگی ام چکاره ام یا از زندگی چه می خواهم. مثل خانه ای که آن قدر به هم ریخته می شود که دقیقا نمی دانی از کجا شروع کنی، آن وقت ناچاری بنشینی و فکر کنی تا در کوتاه ترین زمان ممکن همه چیز را سروسامان دهی زندگی من هم دقیقا همان شکلی می شود. این بار یک خرده دیر توانستم به خودم بیایم و بدانم که خب حالا باید چکار کنم. اما بالاخره فهمیدم که خب حالا باید چکار کرد...
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
شما یک نفر را خیلی دوست دارید. بعد خیلی خیلی او را دوست دارید. بعد عاشقش می شوید. خیلی خیلی عاشقش می شوید. بعد هوا وَرش می دارد. شما یواشکی عقب می کشید. «دوستت دارم» هایتان را با زیرکی آرام آرام پس می گیرید. آن وقت درست شب تولدش، بیرون انداختنش از زندگیتان را جشن می گیرید. به همین سادگی! به همین خوشمزگی!
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
سکوت می کنم. رویم را بر می گردانم. با خودم فکر می کنم می توانست بهتر بگوید، مثلا:
- خوشحالی که همدیگر را می بینیم؟
آن وقت من لبخند می زدم، با هیجان پاسخ می دادم:
- البته...
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
دارم به آن نقطه ای که باید نزدیک می شوم. افکار مزاحم را دور می ریزم سخت است ولی این انباشتگی باید سروسامان پیدا کند. فکر می کنم دیگر با شکستی که تجربه اش کردم کنار آمدم گرچه سخت بود اما یقین دارم می توانم دوباره همه چیز را روبراه کنم. سخت است ولی اقلا این بار خیلی جلوتر و باتجربه تر هستم. روزهای سختی که در راه دارم و این که بتوانم آن انگیزه ای که هزار تکه شد را دوباره مثل روز اول درست کنم...
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
برچسب: نبودی و خیال تو,سامان جلیلی نبودی و خیال تو,
نویسنده: پارسا زارعینیا
بعضی کابوس ها هیچ گاه تمام نمی شوند. کش دار و بی انتها... گذشت زمان حتی از پسشان بر نمی آید. تو و خاطرات نیمه تمام. حرف های نیمه تمام. دیدارهای نصفه و نیمه و یا دیدارهایی مانده به دل... و این یعنی چیزی که تو نامش را گذاشته ای: زندگی...

برچسب: هرچند امیدی به وصال تو ندارم,
نویسنده: پارسا زارعینیا
برچسب: مثل گیسویی که باد,
نویسنده: پارسا زارعینیا