وقتی دستت را می گیرد و بلندت می کند...

خرید بک لینک

مدتی که گذشت به حدی به شکست ها فکر کردم که انگیزه ام را به کلی از دست دادم. اما چند روزیست که بالاخره حالم بهتر شده و فکر می کنم خستگی هایم رفع شده و انگیزه ای که باید را بدست آوردم. اینکه هر جور شده باید این کار ناتمام را تمام کنم و دوباره کنترل جریان زندگیم را تا رسیدن به هدفی که باید، دستم بگیرم.

چند روز پیش دوستی از من پرسید: «پس کی می خواهی ازدواج کنی؟» پاسخ دادم: «هر وقت یک آدم مهربان وارد زندگیم شود و من مهربانی و دوست داشتنش واقعا باورم شود.» قبول دارم که ازدواج به پیشرفتمان کمک می کند ولی هر چه سن بالاتر می رود انتظارات افراد از زندگی مشترک تغییر می کند. خلاصه این که میان چه کنم چه کنم هایی که توی عید راه انداخته بودم بالاخره فهمیدم که باید دقیقا چه کاری انجام دهم و یقین دارم مثل همیشه این هم لطف خدا بود.

خانوم مدیر...

ما را در سایت خانوم مدیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 ساعت: 10:42

صفحه بندی